تبلیغات اینترنتیclose
WALKING DEAD-Survival

ZOOM
سایت بررسی موبایل های سونی
نظرسنجی

به نظر شما کدوم گوشی بهتره؟


محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 فروردين 1392 توسط arad

از هر نظری که به بازیهای اقتباس شده از سریال های معروف تلویزیونی نگاه کنیم ، ایده های درخشان اما تلف شده ای را میبینیم که غیر از خراب کردن خاطره ی سریال کار دیگری انجام نداده اند. Prison Break با گیم پلی یکنواخت و گرافیک تکراری ، Lost با دور شدن از داستان اصلی و درست نکردن یک ماجرایی درست حسابی ، Alias با هر چیزی که درتوان داشت! و کلی مثالهای دیگر. البته این وسط فقط بازی ۲۴ :The Game بود که جان سالم به در برد ان هم به لطف تیم سازنده ی حرفه ای که این بازی را بصورت انحصاری برای PS2 به بهترین شکل ساختند.حالا اگر بخواهیم از عناوین نه ناموفق ، بلکه فاجعه ی این اقتباس ها نام ببریم حتما نام The Walking Dead را به میان خواهیم آورد.

 

قبل از انتشار بازی از اینکه شنیدیم داستان بازی ، دریل دیکسون و برادرش را قبل از اینکه به گروه اصلی (در سریال) برسند را تعریف میکند و اینکه آنها چگونه از این آخرالزمان زامبی ها بدون گروه جان سالم به در برده اند.خب این خیلی خوب است و میشود رویش حساب باز کرد اما وقتی این عنوان را تجربه کردیم چه دیدیم؟
اول بازی کنترل پدر دیکسون ها را به دست میگیریم ، که البته با مردن او کنترل به دست دریل میفتد.رک و راست بگویم ، داستانی این وسط وجود ندارد که تیم سازنده بتواند در روایت و یا عدم روایت صحیح آن بتواند انتخابی داشته باشد و ما هم بتوانیم آنرا بررسی کنیم.وقتی در سریال ، با چنان داستانی روبرو میشویم ، این بازی کاری با شما میکند که اگر دریل دیکسون را پیش از این هم خیلی خوب میشناختید ، با او احساس غریبگی میکنید.مریل ،* برادر قلچماق دریل ، که پیش از این از اسم او هم برای تبلیغات بازی استفاده ی زیادی شده بود ، فقط در چند مرحله نقشی جانبی را به عهده میگیرد و آنچنان تاثیری در خوب کردن حال بازی ندارد.مریل ، در سریال شخصیتی خاکستری است که به سرعت رنگ عوض میکند و میشود در عین حال که از اون متنفر هستید ، درکش هم کنید .حالا فکر کنید چقدر میشد از این دوگانگی استفاده کرد تا بازی را بالا کشید اما حیف ، وقتی پای پول در میان باشد ، خلاقیت رنگ میبازد. داستان بازی به دو بخش تقسیم میشود ،در نیمه ی اول ، دریل به دنبال برادرش مریل است و در این راه با چند نفر دیگر هم آشنا میشود (که البته آنها هم دوام زیادی ندارند) و در نیمه ی دوم ، وقتی دیکسون ها دوباره دور هم جمع میشوند ، دنبال راهی برای فرار میگردند ، در این بین ، نه خلاقیتی ، نه پیچ داستانی ، نه شخصیت پردازی و نه هیچی!
یادم است وقتی اولین قسمت فصل سوم سریال را میدیدم گفتم چه میشود اگر از دل این سریال ،* اکشنی متفاوت بر پایه ی زامبی ها ساخت و چه پتانسیلی که The Walking Dead در این زمینه ندارد! وقتی ساخت این بازی تایید شد فکر میکردم حتما این دوستان بازیساز چشمشان یکبار به سریال افتاده و میدانند که چقدر میشود از اکشنش تغذیه کرد اما وقتی بازی را تجربه کردیم ؛ چه دیدم؟ مخفی کاری؟ اکشن؟ ترکیب این دو؟ واقعا آیا میشود نامش را این گذاشت؟ مخفی کاری در گیم پلی این بازی سطح بسیار گسترده ای دارد و این گستردگی را در یک جمله خلاصه میکنم : برو پشت سر یک زامبی ، یک دکمه بزن و بکشش! بدون هیچ اغراقی مخفی کاری در همین حد است. مگر میشود وقتی هوش مصنوعی برنامه ریزی شده برای زامبی های بازی در حد ذغال باشد مخفی کاری انجام داد؟ وقتی مرحله های شروع میشود ، شما باید از بین خیل عظیمی از این زامبی ها عبور کرده و به مقصد برسید و کاری که بر عهده تان است (کدام کار واقعا؟!) را انجام دهید.اما نصف همین زامبی های محترم که شما را اصلا نمیبینند.از جلوشان رد بشوید یا بکشیدشان فرقی ندارد.با عده ای دیگر از پس دیوارها میتوانند بوی تان را حس کنند و به طرفتان کشید شوند.حالا کشتن این ها چطوری است؟ سلاح های سردتان که تاثیری ندارد چکش باشد ، چاقو باشد ، یا آچار یا هرچیز دیگری ، هر کدام از اینها ، که سه ضربه به این موجودات نامرده بزند ، او را خواهد کشت! و جالب اینجاست که آن زامبی هم همینطور راست راست می ایستد وشما را نگاه میکند تا مغرش را روی آسفالت بپاشید ، بیش از حد چالش برانگیز نیست؟ طرز دیگر برخورد با گروه های بزرگ زامبی ها استفاده از سلاح گرم است. استفاده از اسلحه ، میتواند توجه زامبی های اطراف را به خود جلب کند (این نکته که توجه کردن نیاز به هوش دارد را که همه میدانیم !) اما جذابیت خود را دارد. مثلا تنها نکته ی خوبش “صدای برخورد گلوله یا چاقو به بدن زامبی ها”*است.که در وقتش به آن اشاره خواهم کرد. راستی همین گیم پلی مسخره هم به ندرت در بازی پیش می آید ، چون بیشتر وقتی که صرف این عنوان کنید را باید به یک نقشه نگاه کنید که خطهایی در آن حرکت میکنند. این همان راههای بین شهری است که دریل طی میکند.این راه ها بسته به انتخاب های کاملا استراتژیکی که آقایان سازنده ؛ منت گذاشته و در بازی جای داده اند ، متغییر است.مثلا میتوانید با صرف سوخت زیاد از راههای فرعی بروید که منابع بیشتری در آن پیدا میشود یا با سوخت کمتر از بزرگراه ها حرکت کنید اما با منابع کمتر. دلیل این بخش اضافی در بازی چیست واقعا؟ نیازی به توضیح نیست ،*داریم Survival Instinct بازی میکنیم!

شاید با مشکلات داستان و گیم پلی بگویید ، خب ممکن است گرافیک محرکی برای انجام دادن این بازی باشد اما با کمال تاسف باید بگویم ، اگر خیلی خیلی با ارفاق نگاه کنیم ، با گرافیکی از اواسط نسل قبل روبرو هستیم.گرافیک این بازی به معنای واقعی چشم را اذیت میکند.از چشم طراحی هنری هیچگونه بالانسی دیافت نمیشود.اینجا تلاشی برای ایجاد فضای بهتر دیده نمیشود و اساسا هیچ نکته ای در این مبحث گنجانده نشده است.حتی دوربینی که که نمای اول شخص دارد ، بعضی مواقع مزاحم است.حالا بگذریم که نسخه ای که به دست بنده رسید ، حتی کلیدهای کیبورد را هم برنامه ریزی نکرده بود.
کارکتر باابهتی مثل دریل به لطف گرافیک زشت این بازی به کوتوله ای تبدیل شده که با تیرکمانی با زامبی های احمق میجنگد.مریل باز وضع بهتری دارد میشود تحملش کرد اما او هم که چند مرحله بیشتر باما همراه نیست!

زشت ،*زشت ، زشت : طراحی کاراکترها

صدای برخورد اشیای تیز و گلوله به سر زامبی ها ، خیلی صدای خاصی است.این صداست که دعواهای بازیگران سریال را با زامبی ها (علاوه بر فاکتورهای دیگر) بسیار باورپذیر میکند.با خواهش و التماس ،*این بار به سراغ Survival Instict رفتیم تا بگوییم لا اقل این یکی را درست در آورده باشد.اما با چه چیزی مواجه شدیم؟
اما این یکی واقعا درآمده است. سازندگان بازی توانسته اند در جاهایی که باید از محیط صدای خوبی بگیرند و خودشان را در زمینه ی ایجاد صداهای برخورد ، زحمتی نسبی داده اند.اما چون بازی آنقدر تکراری است که یک حرکت یکنواخت در آن هزاران بار تکرار میشود ، این زامبی کشتن و صدای زامبی ها هم خیلی زودتر از آنکه فکرش را بکنید تکراری میشود.اما میرسیم به تنها نکته ی مثبت این بازی که آن هم صداپیشگی شخصیتهای اصلی بازی است.نورمن ریداس در نقش دریل دیکسون و مایکل روکر در نقش مریل دیکسون (نقشهایی که در سریال هم به عهده دارند) توانسته اند تنها نکته ی مثبت این بازی را جور کنند و بیشتر از این هم واقعا نمیتوانستند برای این فاجعه کاری کنند.وقتی هرکدام از اجزای بازی ، سازی جداگانه میزند ، کار دو صداپیسشه ، هرچقدر هم حرفه ای این وسط جای خیلی بزرگی را پر نمیکند.برای موسیقی هم تیم سازنده زحمت زیادی به خودشان ندادند و سعی کردند تا میتوانند از سریال قرض بگیرند و به خودشان اضافه کنند.موسیقی بازی ، همان تم اصلی سریال است که بعضی جاها چندین بار تکرار میشود و کلا حوصله تان را سر میبرد.

شاید بدی این بازی را هم زیاد نشود تقصیر Terminal Reality انداخت .زیرا اولا بازی قبلی این آقایون هم آش دهنسوزی نبوده ( GhostBusters) و همچنین بودجه و زمان هم برای ساخت این بازی اقتباسی به شدت محدود بوده که به چنین فاجعه ای انجامیده است.

اگر با خواندن این نوشته هم تکلیفتان با بازی روشن نشده است بگذارید تا بگویم ، اگر طرفدار سریال هستید ، اگر طرفدار بازی هایی با محوریت زامبی ها هستید ، اگر میخواهید خوش بگذرایند یا حتی اگر میخواهید وقتتان را تلف کنید سراغ این بازی نروید که هیچ چیز ندارد که بتوانید به آن دل خوش کنید.

 

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *



برچسب ها: ,
موضوع : | لينك ثابت

.: Weblog Themes By IRAN :.



تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک